روانشناسی

نکات طلایی برای تربیت مثبت کودک و پرورش احساس شادی

تربیت مثبت کودک و پرورش احساس شادی

نکات طلایی برای تربیت مثبت کودک و پرورش احساس شادی:

 نگاه مهربان را از فرزندتان دریغ نکنید!

هر روز زمانی را در نظربگیرید تا با عشق و پروا به فرزندتان نگاه کنید، زیرا او از همان نخستین ساعات تولد، احساساتش را با شما در وسط می گذارد. اگر این روش را پیگیری کنید، مطمئن باشید که تاثیرات مثبت آن را خواهید دید. رفتار بچه به راستی بازتاب ریزبین چیزهایی است که دردل دارد. رفتارها، حرکات، گریه ها و به عبارت کلی کل وجودش به وضوح تسکین و راحتی، دریافتن امنیت، نگرانی، شادی یا ناراحتی او را نشان می دهد. در واقع، با زبان بی زبانی می گوید که چطور با او رفتار کنید، چون تنها خودش می داند که چه چیزی برایش خوب است. در این گویه  باید یک راهکار عمومی و قانون از پیش تعیین شده ای را دنبال کرد؛ بلکه والدین باید ابتکار عمل داشته باشند، در هر شرایط بی درنگ عکس العمل مناسب نشانه دهند و به احساسات فرزندشان گرامیدن بگذارند.

 

به خصوصیات شخصیتی او احترام بگذارید.

دو کودک را نمیتوان پیدا کرد که کاملا همانند هم باشند. هر بچه ای منش خاص خودش را دارد و تفاوت های اخلاقی آنها از همان ساعات تولد قابل تشخیص است. برخی کوچولوها خجالتی هستند، نسبت به سرو صدا و نور زیاد حساس بوده، بیشتر رغبت دارند در پیرامون آرام خانه باشند و از حمایت اعضای خانواده برخوردار شوند. دسته جمعی سایر از بچه ها شاد و پرانرژی هستند، با شنیدن هر صدا به سمت آن پروا نشانه می دهند، معمولا دوست دارند به گردش بروند، تحرک و جنب و جوش داشته باشند و بیشتر نسبت به محرکها عکس العمل نشان می دهند. عده ای از بچه ها هم از روحیه اجتماعی بالایی برخوردارند، دربایستن دارند جهان پیرامون و افراد دیگر را بشناسند، همش با آنها صحبت شود و… برخی از بچه ها هنگام برقراری بستگی آرام هستند ولی بعضی دیگر برای آرامش هیجانات خود، حرکاتی سپریدن می دهند. در بعضی شیوه های روان شناختی ازمادر خواسته می شود الی در ساعات مختلف روز، تقدیر های منزل را به کودک پرتو دهد. اگر دوست دارد پیرامون خارج از خانه را بشناسد، حتما او را با خود به گردش ببرید. اثناء خریدهای روزانه او را هم با کالسکه ببرید و خو کنید که در بعضی فعالیت های حیات کنار شما باشد. زمانی که ظرف می شویید، آشپزی می کنید، پوشاک ها را اتو می زنید و… بگذارید حضور شما را احساس کند. مولود کوچولو ازتلاش و حرکات والده دانستن خوشایندی خواهد داشت. متناسب با منش او می توانید ابتکار های زیادی به هزینه دهید، اما باید نکته مهمی را به خاطر بسپارید؛ سعی کنید امنیت روانی او تقویت شود و کمکش کنید لغایت بتواند احساسات و خواسته هایش را نشان دهد.

 

پیشرفت های او را تحسین کنید.

حتی اگر کوچکترین مسائل باشد. به او اثر دهید که سعی هایش را می بینید. وقتی نخستین بار می خندد، با شور و هیجان، این سربلندی را جشن بگیرید. با شنیدن اولین آغون واغون هایش او را اغلب دلگرمی کنید. وقتی سرش را به سمت شما می چرخاند و چشم براه صدای شماست به او سلام کنید. زمانی که توانست جغجغه اش را دست بگیرد یا با انگشت به سمت چیزی که می خواهد اشاره کند و… برایش کف بزنید. به طور خلاصه، در هر مرحله از رشد و ترقی درکنارش باشید و به او شادباش- شاباش بگویید که فوق العاده ترین کودک است. تعجب شما از دید حرکات و تشویق او، اعتماد به نفس کودک را تقویت خواهد کرد و ارزشی که برای شما دارد، به او القا می شود.

 

 پدر مهربان؛ تا جایی که می توانید برای فرزندتان وقت بگذارید!

کوچولوی تازه زاده شده عاشق این است که پدرش او را در آغوش بگیرد، برایش لالایی بخواند و او را ببوسد. حتما همسرتان را در بررسی به امور بچه دخیل کنید و از او بخواهید گاه به او شیشه دهد، جامه های بچه را عوض کند و شب ها موقعی که فرزندتان گریه می کند او را آرام کند. مطمئن باشید که والد هم می تواند مشابه شما به خوبی از بعد کارها بر آید! از سوی دیگر بد نیست بدانید که گرچه شکل رفتاری پدر با مادر کاملا متفاوت است ولی پاسخگوی نیازهای طفل خواهد بود. مواقعی که پریشان هستید نیز حتما حفاظت از فرزند را به همسرتان بسپارید. حضور، مهر، علاقه و همچنین جذبه پدری تاثیر زیاد مهمی در ترازمندی شخصیتی او دارد. در اوقاتی که پدر در خانه حضور ندارد نیز درباره او با احسان و مهربانی گفتگو کنید؛ ” آفرین کوچولوی نازنینم! حال که می توانی به نتهایی بایستی. حیف که بابا اینجا نیست، ولی شب برایش تعریف می کنم، او حتما به داخل افتخار می کند. بابا زود برمی گرده. اکنون بخواب تا من شام را آماده کنم!”

 

 اگر مشکلی پیش می آید، خویش را مقصرندانید!

همه والدین گاه مبتلا یأس و دلسردی می شوند، فکر می کنند که همه چیز آن طور که باید وشاید مرتب نیست و از عهده مسئولیت و نگهداری فرزندشان به خوبی برنمی آیند. این حالت طبیعی است و برای همه پیش می آید. پدر و والده بی عیب و نقص وجود ندارد؛ همان طور که چنین کودکی نیز هنوز دیده نشده است! با قبول این مسئولیت خطیر مسلما باید از بعد مشکلات کم و بیش پیچیده ای نیز برآمد. گاه بچه ساعت ها گریه می کند، خوب نمی خوابد، غذا نمی خورد و… در این چهره دلیلی ندارد که نگران شوید و خویش را گناهکار بدانید که نتوانسته اید کل چیز را به احسان برنامه ریزی کنید. قبل از تولد کودک بارها خود را در چگونگی آینده تصورکرده بودید و واقعیت را مجسم می کردید ولی الان می بینید کل چیز با افکار ایده ال شما زمین لغایت آسمان تفاوت دارد. بی گمان این تغییرات با استرس به اتفاق خواهد بود. مطمئن باشید که می توانید برخی مسائل را تغییر دهید، خویش را با شرایط سازگار کنید و نوآوری عمل نیز داشته باشید. ” والد و مادربودن” را یاد بگیرید. غیر ممکن است که هیچ اشتباهی نکنید، تنها کافی است اشتباهات را اصلاح کنید تا به گذرگاه حل مناسب برسید.

 

 هر چه می توانید بچه را نازو نوازش کنید!

بچه ای که دریافتن امنیت و اطمینان می کند، دلشاد است و دائم می خندد. اگر او تسکین داشته باشد، قطعا همه اعضای خانواده می توانند شب ها به راحتی استراحت کنند. از دست کوچولوی بداحلاق غمگین نشوید و نگذارید تا به حال خودش گریه کند، بلکه او را در آغوش بگیرید و غرق بوسه و نوازش کنید؛ مطمئن باشید که لوس نمی شود! در واقع نوع رفتار امروز شما مقوله ساز رشد آینده و روش یادگیری مسائل گوناگون حیات خواهد بود. طفلی که دائم از محبت و تسکین برخوردار باشد، بعدها نیز خودباوری دارد و نگرانی و استرس کمتر روی او تاثیر می گذارد.

 

 در سه ماه نخست زندگی کودک؛ او را بسیار بغل کنید.

نوزاد از اولین ساعات زایش و طی چند ماه پس بسیار گریه می کند. جیغ و گریه های او به نوعی درخواست کمک است، زیرا بعد از شوک تولد، تنها در سایه حمایت والدین است که توان ادامه زندگی را پیدا می کند. نوزاد به حضور و توجه، گرمی و محبت، بو، رفتارهای مهربانانه، بوسه و نوازش های والده نیاز دارد لغایت به طور کامل دریافتن امنیت کند. وقتی نوزاد را در آغوش می گیرید، دست های شما دانستن امنیت و حمایت را به او می دهد و به راستی از این روش حدود اندازه جسمانی خویش را فهم می کند و تدریجا هویتش شکل می گیرد. بهتر است او را در حالات راحتی بغل کنید؛ به شکم روی دست یا پا بگذارید و یا به حالتی که سرش روی شانه هایتان باشد. فراموش نکنید که سر جنین در ماه های پایان به سمت زیر است و به همین خاطر وقتی او را به حالت ایستاده نگه می دارید خیلی راحت نیست. مولود اخیر متولد شده را مرتب ماساژ بدهید، البته زمانی که می دانید او از این کار خوشش می آید و نه صرفا بعد از هر حمام.

 

پس از ۴ماهگی؛ بگذارید کمی گریه کند…

توجه و گوش دادن به صدای نوزاد به این معنا نیست که هر بار که کمترین گریه ای کرد، با عجله بدوید و او را بغل کنید. بدانید که او به خاطر یک رخداد عجیب( البته به جز موارد استثنا) گریه نمی کند بلکه این تنها روشی است که می تواند ناراحتی خود را از چیزی نشانه دهد. گریه های بچه به او می آموزد که چطور اولین محرومیت ها و استرس های حیات را مدیریت کند. وقتی ناراحتی اش را آشکارکردن می کند، یاد می گیرد بدون اینکه بی درنگ کسی به دادش برسد چند دقیقه بردباری داشته باشد. به عنوان مثال می توانید به او بگویید: ” من می روم حمام، داخل هم به خاطر اینکه فقط وجود ناراحت می شوی. داخل را توی گهواره می گذارم، در حمام باز است و درون منو می بینی و صدامو می شنوی. بیخودی گریه نکن، چون باید کارم تمام شود. اگربخواهی برایم داستان درست کنی، دیگه کلاهمون می ره داخل هم.” اگر دراین مدت آرام باشد و گریه نکند، باید براوو خاطر این موفقیتش جایزه داد چون توانسته در زمان ناراحتی، خشمش را کنترل کرده و این مسئله مهمی در رشد شخصیت اوست!

 

اگر کارمند هستید، به خاطر عدم حضورکافی در منزل خویش را توبیخ ندانید.

” دخترم وقتی اولین کلمات را به زبان آورد، پیش پرستارش بود”، ” پسرم به کمک مربی مهد کودک مسیر رفتن را یاد گرفت” و… این ها دلتنگی های بسیاری از مادران کارمند است. آنها دریافتن می کنند که لحظات مهم و شیرینی از زندگی فرزندشان را از دست دیتا اند و گاه حتی حس سستی و ضعف به سراغشان می آید. این مادران از اینکه فرزندشان را پیش پرستار یا مهد می گذارند غمگین هستند چون برادر دارند در تمام مراحل رشد کودک همراهش باشند. اگر شما هم جز این گروه هستید، با آرامش واطمینان به حیات و کارتان پیوسته دهید. موقعیت های زیادی پیش خواهد آمد که می طاقت موعد های از دست رفته را جبران کرد و اوقات خوشی را با او گذراند. شرایط را بحرانی فرض نکنید، زیرا فرزندتان تمام ناراحتی ها ودلتنگی ها را درک می کند و نسبت به وضعیت روحی شما بسیار دلنازک است. او نیاز دارد احساس کند که مادرش به او اعتماد دارد و باید در غیاب او نیز آرامش داشته باشد.

 

فرزند را از کودکی خو دهید که فقط بخوابد.

بچه می تواند آسان در اطاق خودش بخوابد و بهترین موعد برای این خودسالاری از هشت نه ماهگی است. لغایت قبل از یک سالگی ترس از تاریکی درکودکان هستی ندارد و برعکس هراس از شب که نگرانی پیوسته با ابهام است مختص بزرگسالان است که به بچه ها انتقال می دهند. درواقع معمولا والدین از اینکه بدون فرزندشان بخوابند غمگین هستند. اگر بچه کوچولو تنها خوابید و نصف های شب آغاز به گریه کرد، اصلا او را از تختش بیرون نیاورید. کنارش بنشینید، دستش را بگیرید، نوازشش کنید، ببوسیدش و لالایی بخوانید. اگر بغلش کنید، دیگربه سختی می توانید او را سر جایش بخوابانید. حتی به خاطر خستگی زیاد هم قراردادن یا رختخواب یا بست دیگری در اطاق بچه نیز اصلا توصیه نمی شود و بدتر اینکه هرگز او را در بست خود نخوابانید!

 

 والده عزیز؛ برای خود نیز وقت بگذارید!

بعضی از مادران آنقدرخود را درگیر کارهای بچه می کنند که حتی فرصت دوش اخذ را هم پیدا نمی کنند. در حالی که کسی که می خواهد فرزند سالمی را پرورش دهد باید برای خودش هم برنامه ریزی داشته باشد، درست است که هر زمان کودک به او احتیاج دارد در کنارش است ولی زمانی را هم باید صرف تکاپو های خودش کند. به عبارت ریزبین تر مادربودن این نیست که تمام وقت فقط در این نقش باشد، بلکه نقش خانمی نیز باید در عقیده گرفته شود.
اگر اخ دارید به خرید، آرایشگاه یا مهمانی بروید، این تصمیم را بگیرید و راجع به آن با فرزندتان صحبت کنید: ” عزیزم، خیلی دوستت دارم و همش کنارت هستم. الان باید بروم، درون قبل بابا هستی ومنم زود برمی گردم.” اگر جدایی از مولود برایتان مشکل است و یا نمی توانید به دیگران اعتماد کنید و بچه را چند ساعت به او بسپارید، در این صورت او نیز به دیگران اعتماد پیدا نمی کند و آجل رفتار اجتماعی نخواهد داشت. کوشش کنید لغایت حدی که ممکن است او را دلگرمی کنید که با دیگران برخورد داشته باشد و نگرانی هایتان را کناره بگذارید.

 

به ۹ ماهگی؛ سن حساس کودک توجه کنید!

از حدود ۹ ماهگی است که کودک، مردم و رفتار و حرکات مختلف را می شناسد و با کسانی که نمی شناسد، ناآشنایی می کند. از این بعد است که وقتی از می خواهید به آغوشتان بیاید، با خنده و ذوق فراوان به شما پناه می آورد. دریافتن خودسالاری نیز تدریجا دراو شکل می گیرد، با آواهای گوناگون سعی می کند تا بسیار گفتگو کند و می تواند به انفرادی می ایستد. با این حال حتی اگر می خواهید دانستن کبیر شدن را درک کند، همه جا را ببیند و با افراد گوناگون آشنا شود باید قدم قدم قبل رفت. پروا داشته باشید که رویت یکباره جمع او را کلافه می کند. اگر برایتان شدنی است او را به مهد کودک نسپارید و پرستارش را عوض نکنید چون بچه در این سن دلنازک است. بهتر است دو یا سه ماه صبر کنید لغایت کم کم توانایی مقابله با شرایط جدید را کسب کند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *